محفل فارغ التحصيلان هوشبری یاسوج

خش اومیت(خوش آمدید)

شعر

ﭘﺎ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻫﺎﯾﻢ ﺑﯿﺎ ﮐﻔﺶ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺎ ﮐﻦ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﺎ ﻗﺎﻩ ﻗﺎﻩ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺳﺎﺯ ﮐﻦ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﺕ ﺍﻋﺠﺎﺯ ﮐﻦ ﭘﺎ ﺑﮑﻮﺏ ﻭ ﻟﺞ ﮐﻦ ﻭ ﺭﺍﺿﯽ ﻧﺸﻮ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺟﺰ ﻋﺸﻖ ﻫﻤﺒﺎﺯﯼ ﻧﺸﻮ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﻪ ﺭﺍ ﻫﻢ ﮐﻦ ﺧﺒﺮ ﻋﺎﻗﻠﯽ ﺭﺍ ﯾﮏ ﺷﺐ ﺍﺯ ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺒﺮ ﺧﺎﻟﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻦ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﭼﺎﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﭘﻮﻟﮑﯽ ﻃﻌﻢ ﭼﺎﯼ ﻭ ﻗﻮﺭﯼ ﮔﻠﺪﺍﺭﻣﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﻧﺎﺏ ﺑﯽ ﺗﮑﺮﺍﺭﻣﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭﯼ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺧﻮﺍﺏ ﺁﺳﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﯾﺎ ﭘﺪﺭ ﺍﺳﻄﻮﺭﻩ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺎ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﺑﺎﻭﺭ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻣﺎ ﻗﺼﻪ ﻫﺎﯼ ﻫﺮ ﺷﺐ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮒ ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﺑﺰﺑﺰ ﻗﻨﺪﯼ ﻭ ﮔﺮﮒ ﻏﺼﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﻓﺮﺻﺖ ﺟﻮﻻﻥ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻫﺮﮐﺴﯽ ﺭﻧﮓ ﺧﻮﺩﺵ, ﺑﯽ ﺷﯿﻠﻪ ﺑﻮﺩ ﺛﺮﻭﺕ ﻫﺮ ﺑﭽﻪ ﻗﺪﺭﯼ ﺗﯿﻠﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﯼ ﺷﺮﯾﮏ ﻧﺎﻥ ﻭ ﮔﺮﺩﻭ ﻭ ﭘﻨﯿﺮ ! ﻫﻤﮑﻼﺳﯽ ! ﺑﺎﺯ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮ ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﺴﯽ ﯾﮑﺮﻧﮓ ﻧﯿﺴﺖ ﺁﻥ ﺩﻝ ﻧﺎﺯﺕ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺗﻨﮓ ﻧﯿﺴﺖ ؟ ﺣﺎﻝ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻩ ﺍﯼ؟ ﻣﺜﻞ ﻣﺎ ﺑﺎﻝ ﻭ ﭘﺮﺕ ﺭﺍ ﭼﯿﺪﻩ ﺍﯼ ؟ ﺣﺴﺮﺕ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭ ﻗﻔﺲ؟ ﻣﯽ ﮐﺸﯽ ﻣﺸﮑﻞ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﻔﺲ؟ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﻧﯿﺴﺖ ؟ ﺭﻧﮓ ﺑﯽ ﺭﻧﮕﯿﺖ ﺍﺳﯿﺮ ﺭﻧﮓ ﻧﯿﺴﺖ ؟ ﺭﻧﮓ ﺩﻧﯿﺎﯾﺖ ﻫﻨﻮﺯﻡ ﺁﺑﯽ ﺍﺳﺖ ؟ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺎﻭﺭﺕ ﻣﻬﺘﺎﺑﯽ ﺍﺳﺖ ؟ ﻫﺮﮐﺠﺎﯾﯽ , ﺷﻌﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﺎﺵ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮐﻮﺩﮎ ﺑﻤﺎنl
+ نوشته شده در  شنبه 24 خرداد1393ساعت 8:16 بعد از ظهر  توسط یونس کرمپور  | 

انوکساپارین یا کلگزان

گروه درمانی:ضد انعقاد،هپارین با وزن مولکولی پایین

اندیکاسیون:
1-پیشگیری از DVT بعد از جراحی تعویض لگن یا زانو
2-پیشگیری از DVT بعد از جراحی شکم
3-پیشگیری ازعوارض ایسکمیک آنژین ناپایدار و MIبدون موج Q به همراه آسپرین
4-درمان DVT حاد یا با بدون آمبولی ریوی به همراه وارفارین سدیم در بیمار بستری
5-درمان DVT بدون آمبولی ریوی

نکاتی در تزریق اناکساپرین یا کلگزان:

آمپول اناکساپرین سدیم هنگامی که بعنوان درمان طبی یا درمان پروفیلاکسی تجویز می شود بایستی بصورت زیر جلدی عمیق تزریق شود deep subcutaneous و در موقع همودیالیز بصورت داخل وریدی Intravascular تزریق میگردد. تزریق داخل عضلانی آن ممنوع است. آمپول اناکساپرین سدیم بصورت آماده تزریق در سرنگ هایی که از قبل پر شده اند قابل دسترسی می باشد.

حباب هوای داخل سرنگ نبایستی قبل از تزریق از داخل سرنگ خارج گردد یعنی سرنگ را هواگیری نکنید زیرا:
1- موقع هواگیری کردن سرنگ ممکن است چند قطره از دارو هم خارج گردد که باعث کاهش دوز دارو می گردد.
2- هواگیری باعث کبود شدن محل تزریق می گردد زیرا هوای داخل سرنگ باعث تخلیه کامل سر سوزن شده و منجر به قفل دارو در داخل بافت زیر جلدی می گردد.
تزریق زیر جلدی ترجیحا بایستی زمانی که بیمار در بستر (تخت) دراز کشیده است انجام شود.
اناکساپرین سدیم در بافت زیر جلدی پهلوی قدامی Anterolateral یا پهلوی خلفی Postolateral دیواره شکم بطور تناوبی در سمت راست یا چپ بدن بیمار تزریق می گردد.

تکنیک تزریق آمپول اناکساپرین سدیم به این صورت است که بایستی سوزن بطور کاملا عمود (و نه مماس یا کج) بداخل یک چین پوستی که بین انگشت شست و انگشت سبابه Index finger بوجود آمده است فرو شود تمام طول سوزن در داخل چین پوستی وارد می شود و چین پوستی بایستی در تمام طول مدت تزریق بین انگشتان دست نگه داشته شود.

نکته: آنتی دوت اناکساپرین سدیم سولفات پروتامین می باشد که بصورت داخل وریدی تزریق می گردد.

بر گرفته از وبلاگ کارشناسان بیهوشی سمنان

+ نوشته شده در  شنبه 11 آبان1392ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط کورش شهبازی  | 

به یاد استاد امجدی منش

«و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی،جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی، آغازی بی پایان را می سراید»

روحش شاد و یادش گرامی باد...

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مهر1392ساعت 12:5 بعد از ظهر  توسط یونس کرمپور  | 

جمله یاران را سلام

ای ورق از جانب ما جمله یاران را سلام

هر که ما را دوست دارد دوست داران را سلام

هر کلان و خرد اگر از ما بپرسد یک ورق

با کلانان بندگی ان جمله خردان را سلام

روز نوروز است و خوبان سیر صحرا می روند

سبزه و سه برگه و گل را تماشا می روند

ما درون حجره تاریک و مردم سیر گل

ای مسلمانان ببینید جبر بر ما می کنند

عید همه همکلاسی های خوبم مبارک

از آگاهی بازار تبعیدگاه سربازان در تهران/نوروز ۹۲/یونس کرمپور

+ نوشته شده در  جمعه 2 فروردین1392ساعت 6:47 بعد از ظهر  توسط یونس کرمپور  | 

آخرين روز - پايان

به نام خدا

به درخواست استاد نصيبي عصر روز چهارشنبه  با همكلاسيها در اتاق عمل شهيد بهشتي جمع شديم . اين آخرين ديدار و روز خداحافظي بود. اول سوالات امتحان رو بررسي كرديم. انصافا سوالات خيلي خوبي بودن و ميشد ازش ياد گرفت و محك خوبي براي داشجوي ترم آخر بود.بعد هم كه هر كسي يه خاطره تعريف كرد. 


 

اما قبل از اينكه اين مطلب رو به پايان برسونم خوبه كه اهداف راه اندازی و پیگیری اين وبلاگ رو بنويسم:

1-ایجاد فضایی مناسب جهت استفاده دانشجویان کلاس.

2-ایجاد شرایط مناسب برای خود و سایر همکلاسیها در جهت اظهار نظر ،ابراز هویت و نمایش صحیح شخصیت خود به عنوان یکی از نیازهای اساسی جوانان .

3-افزایش قدرت نویسندگی برای خود و سایر دانشجویانی که در ویلاگ فعالیت دارند.

4 تشویق همکلاسی ها در جهت آشنایی و استفاده بیشتر از فضای مجازی خصوصا وبلاگهای فعال در زمینه هوشبری چه آنهایی که بار علمی دارند و چه آنان که صرفا محیطهایی دانشجویی بوده اند.

 


و تشكر ويژه از

 دكتر امجدي منش

 ايشان نه تنها يك استاد بزرگ بلكه يه دوست خيلي خوب بودند. 

رفتارهاي سنجيده و هوش بالا و مهرباني در كنار حس مسئوليت پذيري شخصيت ممتازي به ايشون داده.

هميشه سعي ميكردند حتي در فرصتهاي كوتاه نكات حرفه اي درسي و اخلاقي رو به ما آموزش بدهند گرچه آن نكته ساده اي مي بود.



و آخر سر هم كليپي كه اقاي ظفري از عكسهاي همكلاسيها آماده كرد يه يادگاري خوبي شد واسه بعدا.


در آخر نصيحت هاي "پدر دكتر انوشه" به او رو بعنوان حسن ختام كارمون مينويسم  : 

منتظر باش اما متوقف نباش

تامل كن اما معطل نكن

 سرسخت باش اما  لجباز نباش

صريح باش اما گستاخ نباش

بگو آره نگو حتما

 بگو نه نگو هرگز

 صبور باش اما بيخيال نباش

شتاب كن اما شتابزده عمل نكن

بگو برات ميمونم نگو برات ميميرم

 و

 خوشبختي داشتن چيزهايي كه دوست داريم نيست ،

 دوست داشتن چيزهاييست كه داريم.

                                                      

                                                                                               پايان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 تیر1391ساعت 6:26 بعد از ظهر  توسط کورش شهبازی  | 

همایش

همايش "پيراپزشكي و سلامت"

اين همايش گرچه پيراپزشكي و سلامت نام داشت و توقع داشتيم با دانشجويان و فعالان بخش پيراپزشكي سروكار داشته باشيم اما بيشتر حضار و سخنرانان متخصصين و فوق تخصصين بودند. گرچه همين را با ديده مثبت نگاه ميكنيم و متوجه ميشويم كه فرصتها و تجربه هاي زيادي در آن نهفته بود: ديدار با چهره هاي برتر علمي كشور و حضور در پنلهايي كه به صورت ميزگردي برگزار شدند ودر يادگيري مسائل جديد و مرور يادگيري هاي قبلي(بازآموزي) بسيار موثر افتادند. اكثر سخنرانان و ارائه دهندگان كنفرانس به خوبي از عهده كار برآمدند و مطلب را به خوبي بيان كردند. در اين بين حاشيه هاي قابل توجهي نيز وجود داشت.

روز اول طبق معمول مراسم با تلاوت قرآن كريم شروع شد ....  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 22 اردیبهشت1391ساعت 6:10 بعد از ظهر  توسط کورش شهبازی  | 

راز بي اخلاقي

از اسرار اللطيفه والكسيله :

خواجه نصير الدين دانشمند يگانه روزگار در بغداد مرا درسي آموخت كه همه درس بزرگان در همه زندگانيم برابر آن، حقير مي نمايد و آن اين است : در بغداد هر روز بسيار خبرها مي رسيد از دزدي ، قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان كه همه از جانب مسلمانان بود . روزي خواجه نصيرالدين مرا گفت مي داني از بهر چيست كه جماعت مسلمان از هر جماعت ديگر بيشتر گنه مي كنند با آنكه دين خود را بسيار اخلاقي و بزرگمنش مي دانند؟

من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسيار شادمان خواهم شد اگر ندانسته اي را بدانم . خواجه نصير فرمود :

اي شيخ تو كوششها در دين مبين كرده اي و اصول اخلاق محمد كه سلام خدا بر او باد را مي داني . و همانا محمد و جانشينانش بسيار از اخلاق گفته اند و از بامداد كه مومن از خواب بر مي خيزد تا هنگامي كه شبانگاه با بانويش همبستر مي شود .، راه بر او شناسانده شده است اما چه سري است كه هيچ كدام از ايشان ذره اي بر اخلاق نيستند و بي اخلاق ترين مردمانند و آنكه اخلاق دارد نه از مسلماني اش كه از وجدان بيدار او است .

من بسيار سفرها كرده ام و از شرق تا غرب عالم و دينها و آيينها ديده ام . از"غوتمه (بودا)" در خاور زمين تا" ماني ايراني" در باختر زمين كه همانا پيروانشان چه نيكو مي زيند و هرگز بر دشمني و عداوت نيستند. آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نيست و تنها بنيان اخلاق را خودشناسي مي دانند و معتقدند آنكه خود بشناسد وجدان خود را بيدار كرده و نيازي به جزييات اخلاقي همچون مسلمانان ندارد.

اما عيب اخلاق مسلماني چيست اي شيخ؟

در اخلاق مسلماني هر گاه به تو فرماني مي دهند ، آن فرمان " اما " و " اگر" دارد.

در اسلام تو را مي گويند:

دروغ نگو...اما دروغ به دشمنان اسلام را باكي نيست

غيبت مكن ... اما غيبت انسان بدكار را باكي نيست

قتل مكن ... اما قتل نامسلمان را باكي نيست .

تجاوز مكن ... اما تجاوز به نامسلمان را باكي نيست .

و اين "اماها" مسلمانان را گمراه كرده و هر مسلمان به گمان خود ديگري را نابكار و نامسلمان مي داند و اجازه هر پستي را به خود مي دهد و خدا را نيز از خود راضي و شادمان مي بيند...

و راز نابخردي و پستي مسلمانان در همين است اي شيخ كسلان ... .


(مجله مهر دانشگاه علوم پزشكي ياسوج، شماره اول)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 فروردین1391ساعت 3:28 بعد از ظهر  توسط کورش شهبازی  | 

چارلی چاپلین و جایزه اسکار

چندي پيش فيلم زيباي "جدايي نادر از سيمين " يراي اولين بار در تاريخ سينماي ايران جايزه اسكار دريافت كرد. بر سر اين جايزه بحث هاي زيادي پيش اومد.و خيلي ها اين جايزه رو سياسي ميدونستند. به هر حال اين خبر خيلي ها رو خوشحال كرد.

اسكار : جايزه اي است كه آكادمي علوم و هنرهاي سينماي امريكا هر سال در مراسمي ويژه به دوازده رشته مختلف سينما (بهترين فيلم،كارگردان ،بازيگر و..)اهدا ميكند.

متن زیر برگرفته از كتاب زندگي من(زندگينامه چارلي چاپلين) خواندن آن دور از لطف نیست.

چارلي چاپلين در سال 1952 بعلت اختلاف عقايدش با ناسيوناليسم  زير فشار محافل و مقامات واشنگتن شديدا مورد انتقاد قرار گرقت . مقامات امريكا براي او محاكمه هاي فرمايشي ترتيب دادند . چارلي چاپلين و همسرش به اجبار امريكا را ترك وبه اروپا سفر كردن.

در سال 1972،آكادمي علوم و هنرهاي امريكا چارلي 83 ساله را به آن كشور دعوت كرد و با هاي وهوي و جنجال فراوان جايزه اسكار را به خاطر فيلم پسرك كه در سال1920 كارگرداني كرده بود به او داد. چارلي چاپلين از بابت اينكه چرا پس از 20 سال تبعيد از آمريكا به آن كشور بازگشت و آن جايزه را دريافت كرد چيزي نگفت.(بر خلاف انتظارها) و قضيه جايزه در محافل مختلف بگو مگو هايي پديد آورد. شايد چارلي چاپلين 83 ساله توان بحث و جدال سياسي با حاكمان آمريكايي را نداشته. ولي او مي گويد :"سراپاي سازمان آكادمي احمقانه است و جايزه اسكار آنقدر بي ارزش است كه آنرا براي جلوگيري از بسته شدن درب اتاقم مي گذارم ."


اینکه این فیلم بسیار زیبا و حرفه ای بوده در آن شکی نیست ولی باید دید آیا پشت این جایزه غرض و مقصودی نبوده.؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 فروردین1391ساعت 1:9 بعد از ظهر  توسط کورش شهبازی  | 

تبرییییییییییییک

                                                                       

تبریک به آقای دمشناس

با آرزوی خوشبختی و ... 

+ نوشته شده در  شنبه 19 فروردین1391ساعت 10:18 بعد از ظهر  توسط یونس کرمپور  | 

یادداشت پراکنده- قسمت سوم(سفر بوشهر)

چند وقت پیش به همراه دو نفر از اعضای کمیته تحقیقات دانشجویی دانشگاه راهی بوشهر شدیم تا در تور تفریحی - علمی دانشگاه علوم پزشکی شرکت کنیم. به سفارش آقای افشون روز چهارشنبه صبح زود ساعت ۴ راه افتادیم . به شهر مصیری که رسیدیم نماز خوندیمو همونجا به دعوت بازم آقای افشون رفتیم آش فروشی "ناصر" و صبحونه خوردیم. 

ساعت ۹ رسیدیم دانشگاه و اونجا یکسره ما رو بردن سر کلاس توجیهی و مراکز تحقیقاتیشونو تو نیم ساعت بهمون معرفی کردند. یه استاد غدد داشتن به اسم دکتر نپی پور که تقریبا همه کاره اونجا بود . اون روز صبح رو با ایشون سر کردیم و ۳ تا مرکز تحقیقاتی داشتن که بهمون نشون میدادن و همین حین صحبتهایی میکردند و خاطراتی تعریف میکردند که حسابی شنیدنی بودند. این فرد آدمی همه فن حریف و دوست داشتنی بودند و واسه این دانشگاه حسابی زحمت میکشید و به ما میگفتن هیچوقت ناامید نشید  چرا که خودشون تونسته بودند با کمترین امکانات و با پشتکار و صبر زیاد به موفقیتای بزرگی برسه و مقالات بین المللیه زیادی هم داشت.

به درمانگاه طب هسته اي رفتيم و استفاده از تصوير برداري با استفاده از مواد راديو اكتيو رو ديديم.

ايشان ميگفتند در اينده به پزشكان امروز ميخندند . زيرا در آينده براي بيماري هر كس با توجه به نقشه ژنتيكي كه داره دارو و دوز خاصي رو تجويز ميكنن و مثل الان واسه همه كساني كه مثال سرما خورده اند يه نسخه رو نمي پيچن.

بعد از ظهر كارگاه پي سي آر بود . يه استاد خونشاسي اوردن كه روش كار اين دستگاهو به ما ياد بده. چشمتون روز بد نبينه. اين بنده خدا 4 ساعت تمام حرف زد ما اصلا متوجه نشديم چي ميگه ! من كه حسابي حوصله ام سر رفته بود . رفتم بيرون . يكي از انشجويان سال اخر علوم ازمايشگاهي بوشهر هم واسه استراحت اومده بود. بعد از اينكه يه كم با هم حرف زديم و ازش خواستم واسم بگه اين بنده خدا چي ميخواد بگه . تونست تو چند تا جمله بهم بگه كار اين دستگاه چيه. !!

شب رو تو مسافرخونه دانشگاهشون گذرونديم. و صبح فردا ما رو بردن سازمان انرژي اتمي و تو يه سالني خلاصه كارشون رو برامون گفتن.

داشتن برق توليد ميكردن. اونجا از لحاظ سياسي اهميت چنداني نداره و سوختشو هم روسها دارن درست ميكنن.


+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 اسفند1390ساعت 12:2 بعد از ظهر  توسط کورش شهبازی  | 

یادداشت پراکنده - قسمت دوم

دو روز پیش بعد از ظهر  آی سی یو ۲ بیمارستان شهید بهشتی بودیم. یه بیمار خانم ۴۴ساله با تشخیص آی سی اچ در اثر هایپرتنشن داشتند که متخصص مغز و اعصاب مرگ اونو اعلام کرده بودند و خونواده بیمار بعد از حدود دو هفته رضایت به اهدا عضو دادند و هماهنگی ها توسط فردی به نام عباسی انجام گرفت تا یه پزشک از تیم پیوند شیراز به یاسوج بیاد و کبد و دو کلیه بیمار جدا شده و به شیراز منتقل بشن . چون عمل تا دیر موقع شروع نشد(حدود ساعت ۸ شب) از کلاس فقط من تونستم بمونم و چگونگیه عمل رو ببینم. عباسی میگفت این سینزدهمین فردیه که در سال جاری در یاسوج داوطلب اهدا عضو شده که از این تعداد ۱۰ نفر در یاسوج و ۳ نفر دیگه در شیراز عمل شدن .

باعث افتخار همه است که شهر یاسوج و مردم این شهر در این کار در کشور سرآمدند.

البته باعث افتخار بیشتری بود اگر این عمل توسط پزشکان خودمون انجوم میگرفتو ما امکانات و تیم مخصوص پیوند رو تو شهر خودمون داشتیم.


عصر استاد نصیبی اون تعداد از دانشجویانی که بودند رو جمع کرد و درباره اصول بیهوشی چند تا عمل صحبت کرد. بحثی پیش اومد مبنی بر مهارت فارغ التحصیلان یاسوج و ایشون قول دادند که ما آنچنان مهارت داریم که جزو بهترین ها هستیم. و در آینده مشکل کاری نداریم.
+ نوشته شده در  سه شنبه 2 اسفند1390ساعت 8:55 قبل از ظهر  توسط کورش شهبازی  | 

ياد داشت پراكنده

ديروز كمك افشار بيماراي دكتر حاتمي رو بيهوش كرديم.

4تا بيمار داشتيم . بيماراي اول و دوم معمولي بودند . با تركيب تكنيك دستكاري گاز بيهوشي و انفوزيون      رمي فنتانيل - نيتروگليسيرين(به قول افشار معجون) تونستيم فشار رو بياريم پاييم و شرايط رو براي جراح فراهم كنيم.

بيمار سوم خانمي جوون و بسيار سبك وزن بود و با كوچكترين تحريك عكس العمل نشون ميداد و فشارش چند ده ميلي متر جيوه بالا يا پايين ميرفت. استاد امجدي منش ميگفتند بيهوشي خوب كسيه كه بتونه علايم حياتي (خصوصا فشار خون)رو ثابت نگه داره .

اما بيمار چهارمي حسابي دردسر ساز بود و بدون هيچ دليل شناخته شده اي رفت تو يه اسپاسم طولاني.

حسابي اذيت كرد . دكتر صادقي دستور دادنددوتا امپول دگزا  شوت كنم تو رگش . دليل اين يه كمي عجيب بود . با اين كار حواس بيمار متوجه محل خارش شده و از شدت اسپاسم كم ميشه!

اثر نكرد و آمينوفيلين رو هم تزريق كرديم  و بالاخره قبل از اينكه مجبور به اينتوبه بشيم با تزريق نالوكسان بيمار بيدار شد.

دكتر صادقي حين كار هميشه حرفهاي جالبي ميزنه كه نشون دهنده تيزهوشي و سطح آگاهي ايشونه.

در دوران دانشجويي جزو داشجويان ممتاز بوده و به سه زبان انگليسي و فرانسه و عربي هم مسلطه!

مرتب سعي ميكنه به ما ياد بده . نه تنها نكات بيهوشي رو ميگه بلكه از مسايل مختلف هم با ما صحبت ميكنه.

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1390ساعت 3:0 قبل از ظهر  توسط کورش شهبازی  | 

پاییز

رنگ در رنگ عجب خش خش شادی دارد!

 من زمین خورده همین لبخند پاییزم

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 آبان1390ساعت 11:40 قبل از ظهر  توسط دانشجویان هوشبری یاسوج   | 

عمر من،جوانی من،تابستان من

تابستان شما چگونه سپری می شود؟

این آخرین تابستان دوران دانشجویی شماست.آیا از روند سپری شدن تابستان خود راضی هستید؟ اگر راضی نیستید بنویسید تمایل داشتید چگونه بگذرد؟ به تدریج در حال نزدیک شدن به پروسه های پایانی دوران دانشجویی هستیم. تحلیل و بررسی این دوران قبل از اتمام آن خالی از لطف نیست و ما را با ابعادی از وجودمان آگاه می کند که شاید نمی خواستیم تا روز آخر با آن مواجهه شویم!  از طرفی اطلاعاتی از عملکرد خود در اختیار یکدیگر قرار می دهیم که خود مشورت و تبادل تجربه محسوب میشود و این یعنی آموختن .

اگر این پست با استقبال روبرو بشود، در اواخر دوره پستی را بعنوان "دوران دانشجویی شما چگونه گذشت؟" قرار میدهیم که حسن ختامی باشد بر این ۴ سال .

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 مرداد1390ساعت 7:0 بعد از ظهر  توسط کورش شهبازی  | 

درد دل گنجشک با خدا

گنجشک با خدا قهر بود . روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه می دارد ...

و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.

گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست.



سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت : ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی.

گنجشگ خیره در خداییِ خدا مانده بود.

خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی! اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت

های های گریه هایش ، ملکوت خدا را پر کرد

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 تیر1390ساعت 1:35 قبل از ظهر  توسط یونس کرمپور  | 

توجه........توجه

صندلی داغ

یه سلام و خسته نباشید به همه برو بچه های گل هوشبری

با توجه به انتخاب مهمون قبلی قراره

راضیه محمدی روی صندلی داغ این سه روز بشینن.تا میتونید صندلیو داغش کنین.

+ نوشته شده در  جمعه 3 تیر1390ساعت 0:8 قبل از ظهر  توسط سمیرا دانشور  | 

تقلب

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 خرداد1390ساعت 1:7 قبل از ظهر  توسط الهام امین صفت  | 

توجه..............توجه

                       صندلی داغ

یه سلام و خسته نباشید به همه برو بچه های گل هوشبری 

   با توجه به انتخاب مهمون قبلی قراره

                                       آقای علی محمدی   

روی صندلی داغ این سه روز بشینن.تا میتونید صندلیو داغش کنین.             مهمون بعدی رو مهمون سه روزمون مشخص میکنه ومدت حضور هر مهمان سه روزه .

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 خرداد1390ساعت 11:25 بعد از ظهر  توسط سمیرا دانشور  | 

پند الاغي!!!


كشاورزی الاغ پیری داشت كه یك روز اتفاقی به درون یك چاه بدون آب افتاد. كشاورز هر چه سعی كرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.

پس برای اینكه حیوان بیچاره زیاد زجر نكشد، كشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاك پر كنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود.

مردم با سطل روی سر الاغ خاك می ریختند اما الاغ هر بار خاك های روی بدنش را می تكاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاك زیر پایش بالا می آمد، سعی می كرد روی خاك ها بایستد.

روستایی ها همینطور به زنده به گور كردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینكه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد ...

نتیجه اخلاقی :


 مشكلات، مانند تلی از خاك بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول اینكه اجازه بدهیم مشكلات ما را زنده به گور كنند


و دوم اینكه از مشكلات سكویی بسازیم برای صعود!
وثابت کنیم که از یک الاغ کمتر نیستیم

                                                                                          (چهار سوق)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 اردیبهشت1390ساعت 0:21 قبل از ظهر  توسط یونس کرمپور  | 

چرا بازمانده های نسل قدیم از نسل جدید قدرتمندتر و درشت ترهستند ؟

این همیشه برای برخی افراد سوال بوده و پاسخهای گوناگونی به آن داده شده .

چندی پیش و در جلسه ای با حضور دکتر کشاورز(پدر علم تغذیه ایران) در همایش "سبک زندگی و سلامت " که در دانشگاه علوم پزشکی یاسوج برگزار شد دکتر یزدانپناه این سوال را از ایشان پرسیدند ، و  دکتر کشاورز در پاسخ به این سوال به نقش تغذیه اشاره کردند. ایشان به نسل ژاپنی هایی که والدینشان به آمریکا مهاجرت کرده و فرزندانشان در این کشور رشد یافته اند اشاره کرد .آمار نشان داده این افراد 10سانتی متر از والدین خود بلندقدترند(!) و اینکه در گذشته مردم غذاهای کمتر اما با کیفیت تری را می خورده اند ....  .

 

چند جلسه پیش در کلاس درس دکتر امجدی منش ایشان این سوال را مطرح کردند ، و اینچنین توجیه کردند که در گذشته آمارمرگ و میر بالا بوده و ملاک اصلی سطح بهداشت (میزان زنده ماندن کودکان زیر یکسال) پایین بوده و به همین خاطر تنها کسانی که توان جسمانی بالایی داشته اند میتوانستند زنده بمانند (!)

ولی در نسل جدید امید به زندگی چند برابر افزایش داشته و حتی افراد ضعیف نیز شانس زندگی پیدا میکنند .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 اردیبهشت1390ساعت 8:0 بعد از ظهر  توسط کورش شهبازی  | 

سوتی بازار

                            داداش سیا ضایع شد....!

سلام به گلچینهای دانشگاه(هوشبری های ۸۷)

ادمی جایزالخطاست........!بیاین با تعریف سوتی های خودمون یه کمی بخندیم

البته میشه سوتی های بقیه رو هم تعریف کنین و لوشون بدین

                                                    به امید موفقیت روزافزون شما                                            

                                                                            شاد باشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اردیبهشت1390ساعت 0:18 قبل از ظهر  توسط محبوبه موسوی  | 

روز معلم

پادشاهی پسر به مکتب داد / لوح سیمینش بر کنار نهاد

بر سر لوح او نوشته به زر / "جور استاد به ز مهر پدر"

امیر مومنان علی (ع) : "من وقر عالما فقد وقر ربه"

                  (( هر کس عالمی را تکریم کند .خداوند را تکریم و احترام کرده است ))

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 اردیبهشت1390ساعت 2:31 بعد از ظهر  توسط کورش شهبازی  | 

روز معلم نزدیکه

در قسمت نظرات ایده بدید که برای روز معلم چه برنامه ای داشته باشیم.

نظر بنده اینه که از چهار استاد زیر تشکرکنیم :

آقای رستمی نژاد/آقای نصیبی/دکتر امجدی منش/دکتر یزدانپناه

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اردیبهشت1390ساعت 5:27 بعد از ظهر  توسط کورش شهبازی  | 

آیا قالیچه پرنده وجود داشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


خلفای اموی و عباسی در سركوب تكنولوژی ساخت قالیچه های پرنده نقش اساسی را ایفا كردند
 قرن ها پس از آن كه قالیچه های پرنده تنها یك افسانه هزار و یك شبی تصور می شد، هنری بك، كاشف فرانسوی، شواهد مستند از وجود قالیچه های پرنده در ایران یافته است.

 


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 3 اردیبهشت1390ساعت 11:16 بعد از ظهر  توسط یونس کرمپور  | 

جشن تقدیر از رتبه های برتر

کسب رتبه های برتر را به خانمان یزدانی مقدم ،دانشور و حسین زاده تبریک میگوییم.

این جشن چند نکته جالب داشت:

۱-با اینکه اکثر افرادی را که جایزه گرفتند از قبل بیش بینی میکردیم چه کسانی باشند اما حضور برخی دیگر جالب توجه بود مثل دانشجویان آقا در رشته رادیولوژی

۲-تنها گروهی که آقایان جایزه گرفتند گروهی هستند که مدیر گروهشان خانم است!

۳-تعداد افراد حاضر در جشن بسیار کم بودند

این کار از طرف مسوولان دانشکده  مزیتهایی داشت و آن هم جلب توجه مسوولان دانشگاه به دانشکده و دانشجویان آن است  و از طرفی تشویق این دانشجویان نمونه تحصیلی به ادامه کار. اما مسلما آسیبهایی نیز خواهد داشت منجمله ایجاد فضای نامناسب "مقایسه"  و در نتیجه احساس سرخوردگی در دانشجویانی میشود که آمادگی پذیرش این برتری علمی را ندارند.

به هر حال جا دارد که بیشتر این قضیه و تشویقها از طرف مسوولین موشکافی و نتیجه یابی شود.

+ نوشته شده در  شنبه 27 فروردین1390ساعت 7:37 بعد از ظهر  توسط کورش شهبازی  | 

سال نو

تحویل

     سال   ۱۳۹۰   

                       برهمه مبارک باد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1 فروردین1390ساعت 7:56 قبل از ظهر  توسط کورش شهبازی  | 

smsكده

سلام به همه دوستاي خوبم

پيامكاي قشنگتون روتو قسمت نظرات بذارين..........

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 اسفند1389ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط سمانه یاری  | 

فوتسال دانشجویان دختر

خبردار شدیم تیم فوتسال دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی یاسوج که بیشتر متشکل از دانشجویان پیراپزشکی بوده اند در مسابقات کشوری قهرمان شده اند و حتی خانم گل نیز از این تیم بوده .

تبریک عرض میکنیم .

+ نوشته شده در  شنبه 21 اسفند1389ساعت 6:22 بعد از ظهر  توسط کورش شهبازی  | 

عیدانه

  یکی از عیدهای زیبا و باستانی ما ، عید نوروز می باشد.این عید علاوه بر اینکه عید زیبایی ها و عید نو شدن است، عیدی است که اسلام بسیار برای آن ارزش قائل شده است و حتی ما در این روز اعمال مستحبی داریم.عید از ریشه «عاد یعود» و به معنای بازگشت است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 16 اسفند1389ساعت 8:54 بعد از ظهر  توسط یونس کرمپور  | 

شقایق


 

برا عاشق بخون،برا شقايق بخون
بخون از دل بخون، كولي عاشق بخون
بخون از شب تار، صياد و صيد بيزار
دوتا جون تبدار، تو موج قايق بخون
اي شقايق گل عاشق، اي شقايق گل عاشق
باغبون دريا، گل شقايقت كو
شب تيره و مه، فانوس قايقت كو
ابر و ماه و بردن، به ديو شب سپردن
چشم به راه صبحيم، خورشيد عاشقت كو
اي شقايق گل عاشق، اي شقايق گل عاشق
پرياي دريا، شمع هاي سينه سوخته
گريه رازتونو بخواين نخواين فروخته
سر عشقتونو ما به كسي نگفتيم
چيه لبهاتونو كي مثل غنچه دوخته
اي شقايق گل عاشق، اي شقايق گل عاشق

شاعر علی معلم

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 اسفند1389ساعت 0:15 قبل از ظهر  توسط یونس کرمپور  | 

مطالب قدیمی‌تر